تبليغاتX
کارتون و کاریکاتور
 
کارتون و کاریکاتور
 
 
آموزش کارتون- کاریکاتور
 
 

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 8:59  توسط حامد  | 

نگاهی به وضعیــــــــــــــــــت کارتـــــــــــــــــــــون وکاریکاتــــــــــــــــــــور در جهان.

نوشتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه :" جو زابو"  


 

- گونه های مختلف کارتون و کاریکاتور در نیمــــــــه دوم قرن 20 در آمریکا ، قسمت بزرگی از اروپا  و استرالیا شکوفا شد؛ در حالی که آسیا و آفریقا از این قافله عقب مانده بودند.

اما آنها نیز در دهه های اخیر شاهد افزایش چاپ تعداد قابل توجهی کاریکاتور بوده اند.

- طبق تحقیقات ،حدود یک سوم یا 33درصد کاریکاتوریستهای فعال بین المللی 31 تا 40 درصد سال سن دارند، در حالیکه افرادی با سنین 21 تا 30 سال و 41 تا 50 سال نیز حدود 20 درصد را به خود اختصاص میدهند و 6 درصد آنها هم بین 50 تا 60 سال دارند. همچنین  کمتر از 1 درصد زیر 20سال  و20 درصد بالای 60 سال هستند.

- درآمـــــــــــــدها :

هنوز همچنان نگرانی شدیدی در مورد درآمد کاریکاتوریستها  وجود دارد. بعضی از هنرمندان سالانه صدها هزار دلار درآمد دارند ، در حالی که بعضی دیگر کمتر از 100 دلار در سال به دست میاورند.

از میان افرادی که اطلاعاتی در اختیار ما گذاشته ،بالاترین دستمزد مربوط به یک هنرمند کمیک استریپ عضو سندیکای ایالات متحده بود که سالانه 1/4 میلیون دلار درآمد داشت، اما افرادی دیگر نیز هستند که 10 تا 17 میایون دلار درآمد سالیانه دارند که البته جزو استثنائات به شمار میروند.

 

بالاترین دستمزدها مربوط  به کاریکاتوریستهای ژاپنی و دانمارکی  است. یک هنرمند آزاد ژاپنی با 15 سال سابقه در عرصه کاریکاتور، تبلیغات و انیمیشن حدود 200 هزار دلار درآمد دارد. کاریکاتوریستهای دانمارکی  که در روزنامه ها به طراحی کمیک استریپ اشتغال دارند، درآمدهایی میان 200،150 و 80هزار دلار دارند. یک کاریکاتوریست آلمانی که در پنج زمینه کارتون و کاریکاتور کار میکند، درآمدی معادل با 75 هزار دلار دارد. در مقابل در کشورهای اروپای شرقی سابق ، آمریکای مرکزی  و اغلب کشورهای آسیایی هنرمندان کاریکاتوریست چیزی بیش از 100 دلار درآمد دارند.

دلیل عمده موفقیت کاریکاتوریست ها موفق اینست که آنها به طور تمام وقت کار میکنند و بقیه کارهای نیمه وقت دارند.

زنان به طور متوسط تنها 60 درصد همکاران مردشان دامد دارند، اما این به دلیل آن است که آنها کمتر از 10 درصد کل کاریکاتوریستها را به خود اختصاص داده اند .

در میان گونه های مختلف هنر طنز ، درآمد هنرمندان کمیک استریپ برتری قاطعی نسبت به دیگران دارند. کارهای تمام وقت و باثبات در اختیار کاریکاتوریستهای روزنامه نگار است.

در آمریکا ،حدود 17000 روزنامه منتشر میشود که تنها 80 روزنامه کاریکاتوریست تمام وقت دارند.بقیه عضو سندیکاهایی میشوند که میتوان گفت "دستمزد آنها برمبنای سنت پرداخت میشوند نه به دلار !"

کاریکاتوریستهای فکاهه پرداز عمدتا برای مجله ها کار میکنند و انیماتورها و تصویگران تبلیغاتی درمقایسه با   سایرین، به ندرت مساوی با کمتر از متوسط درآمد جامعه شان درآمد دارند.حال آنکه درمقایسه با سایر حرفه ها، کاریکاتوریستهای چهره پایین ترین حقوق را حداقل از سوی رسانه ها دریافت میکنند. هر چند سفارشهای شخصی جبران مافات را میکند.

جالب است بدانید که ناشرین امریکایی ، به ویژه روزنامه ها تمایلی به استفاده از کاریکاتورهای چهره ندارند بلکه ترجیح میدهند ازتصویر سازیهای واقعی استفاده کنند. زیرا حداکثر تلاش و دقت خود را به خرج میدهند که مبادا به موضوع و مخاطبان توهین شود.

   کینو

- گـــــــــــــــــــرایش های حــــــــــــــــــــــرفه ای :

در بعضی نقاط جهان مانند استرالیا، نخستین بار تعدادی از زنان  کاریکاتوریست در جریان اصلی چاپ و نشر ظاهر شده اند.همچنین به نظر میرسد تعداد والدینی که با اتحادیه های مختلف تماس میگیرند تا اطلاعاتی در مورد حرفه کارتون و کاریکاتور به عنوان گزینه شغلی برای فرزندانشان کسب کنند، رو به افزایش است . این مطلب بیانگر این است که افراد زیادی به کارتون و کاریکاتور به چشم یک حرفه شریف و ارزشمند نگاه میکنند.دلیل دیگر این گزارش این است که امروزه دانشگاهها و مؤسسات فرهنگی و آموزشی علاقمندند که یک بایگانی از آثار کارتون و کاریکاتور در اختیار داشته باشند.

امروزه، کارتونیستها و کاریکاتوریستها در عین حال بهترین و بدترین دوران خود را تجربه میکنند! در حالی که کمیک استریپی ها بیشتر ازبیش مورد توجه عموم  و رسانه ها قرار گرفته اند و فیلمهایی که بر مبنای این داستانها تولید میشوند جزو رکورداران فروش سینمایی است ولی کاریکاتور بدان صورت بازار خود را به دست نگرفته است ولی باز در دنیا معدود کاریکاتوریستهایی هستند که نه تنها از طریق کاریکاتورهایشان بلکه از طریق شخصیتهای کاریکاتور هایشان تجارت جهانی کرده و آثارشان طوری نیست که در سراسرجهان شناخته شده نباشد مانند موردیلو.

    

تهیه کننده:حامد پیرایش نیا(عضو خانه کاریکاتور ایران)

بر گرفته از ماهنامه تخصصی کاریکاتور "کیهان کاریکاتور"- برگرفته از مترجم: زهرا نیرومند- سال سیزده 155-156-بهمن و اسفند 1383

 |+| نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 3:27  توسط حامد  | 

آموزشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کاریکاتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــور:

***

(زاویــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه دیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد) 

 


کـــــــــــــــــــــاریکاتــــــــــــــــــــوریست بهر کجــــــــــــــــــــا بخواهد پـــــــــــــــــرواز میکند.

- اگر در یک سالن تئاتر شاهد اجرای نمایشنامه خسته کننده ای باشید که بیننده چندانی هم نداشته باشد، ممکن است برای رفع کسالت و یکنواختی چند بار صندلی تان را عوض کنید. در این صورت، زاویه دیدتان نسبت به صحنه تفاوت چندانی نخواهد کرد تنها ممکن است زاویه افقی کمی تغییر کند.

وقتی کارگردانی شروع به دکوپاژ سناریوی خود میکند، در واقع نماهایی که قرار است در آینده تصویربرداری شوند، را مشخص مینماید کافی است در این هنگام تهیه کننده  کنا آقای کارگردان باشد، در این صورت حتما مکررا این جمله را خواهد گفت: "آقای کارگردان این نما از زاویه بالا نیاز به بالابر دارد و میدانید اجاره چنین وسایلی چقدر گران است : لطفا از خیر این نما بگذرید."

- احتمالا حدس زده اید  که مطالب یاد شده در مورد مشکلات انتخاب زاویه دید است. اما بر خلاف مشکلاتی که در مورد تغییر زاویه دید در سینما وجود دارد، خوشبختانه این امر در کاریکاتور کاملا عملی  و ممکن است. کاریکاتوریست برای این کار آزاد آزاد است. او میتواند همانندیک کبوتر سبکسال به هر کجا که بخواهد پرواز کند و از هـــــــــــــــر زاویه ای که مایل باشد، به موضوع اش بنگرد و آن را بر کاغذ ثبت کند.

- کاریکاتوریست برای ثبت ماجراهایش نه نیاز به بالابر دارد و نه محدودیت صحنه میتواند زاویه دید او را که در نهایت زاویه دید مخاطبش است ،محدود کند.

- زاویه دید یک کاریکاتوریست با زاویه دیدی که معمولا مردم در حالتهای عادی به اشیاء مینگرند، باید متــــــفاوت باشد.اصولا محدودیت پیش گفته در کاریکاتور وجود ندارد. محدود بودن زاویه دید کاریکاتوریست به زوایای معمولی در واقع حاصل عاد تـــــــــــــــــــــ  دیدن مـــــــــــداوم اشیاست.

- هنرمند به دنبال چیزی است که از دید همگان پنهان است و یا همگان آرزوی دیدنش را دارند.

 

- هنرمند در جستجویش برای به کارگیری عنــــــــــاصر مناسب و همچنین برای القـــــــــــاء اندیشه های خود لازم است بهترین زاویه دید را بیابد. در واقع ،انتخاب زاویه دید مناسب همانند یک کشـــــــف است، چرا که این زاویه دید میتواند زاویه دید یک شاهین باشد که از بالا به اشیاء مینگرد.

- اما مهمتر اندیــــــــشه و تفکری است که باید توسط اشیـــــــــــــــاء درون قاب تصویر القا شود. به عبارتی روشنتر عناصرو زاویه دید تـــــــــابع مفهـــــــــــومی است که لازم است به مخاطبان منتقــــــــــــل نشــــــــود.

- زاویه دید مناسب میتواند در جذابیـــــــــــــــت اثر هنرمند نقش ویژه ای را ایفا کند.برای اینکه بیننده از مقابل اثر شما بـــــــی تفاوت عبور نکند ،لازم است توجه اش را با تمهیـــــدات مختلف به سوی آن جـــــــــــلب کنید.

- وقتی شما اشیاء را از زاویه ای غیر معمولی به نمایش میگذارید، شکل متعــــــــارف اشیاء کاملا دگرگــــــــون میشود. ما سالها آدمها و اشیا را از یک زاویه دید معمولی دیده ایم.این تغییر زاویه گاه سبب میشود تا ذهنیاتمان دچار آشفتــــــــگی شود. ودر انتقال آنها از ذهنیت به عینیت دچار مشکل شویم. اینجاست که تغییر عــــــادت چشم به دیدن اشیا از زوایای مختلف اهمیـــــت میابد.

- زاویه دید در بـــــــــارورساختن مفهـــــــــوم نقش ویژه ای ایفا میکند.سینمـــــــــــاگران حرفه ای به اهمیت این مطلب کاملا آگاهند. اما ما کاریکاتوریستها توجه لازم را به این مطلب بسیار مهم نداریم.

 

*** نکته :

- نگاه از بـــــــــالا از نظر روانشناسی باعث ایجاد حالت ضعیــــــــف بودن و خــــــــوار شدن وکوچیـــــــک شدن و تسلط یک نیروی برتــــــــــر را بر نظردیده شدگان القا میکند.

- نگاه از پاییـــــن از نظر روانشناسی باعث ایجاد حالت برتــــــــری بودن و قدرتــــــــــ  و زور وکوچیـــــــک شدن و تسلط یک نیروی ضعیفـــــــتر را بر نظردیده شدگان القا میکند.

 

 

تهیه کننده:حامد پیرایش نیا(عضو خانه کاریکاتور ایران)

بر گرفته از نشریه تخصصی کارتون و کاریکاتور "ایران کارتون"- برگرفته از نوشتار محمد حسین نیرومند- تیر 86-ش16

 

 |+| نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 3:25  توسط حامد  | 

آموزشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــده یابی

در

کاریکاتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــور:

***

(ترکیــــــــــــــــب بنــــــــــــــــــــدی روایــــــــــــــــــی)


 

اگر درباره مهمترین ویژگی هنر کاریکاتور معاصر سؤال شود،بدون گفت و گو باید به اهمیت عنصر "خنده" در آن اشاره کرد.کاریکاتور معاصر "خنده" را جدی گرفته است، به گونه ای که اگر دیروز هنر کاریکاتور با "اغراق" تعریف میشد، امروز کاریکاتور با "خنده" تعریف میشود."خنده" در کاریکاتور معاصر به عنوان اصلی ترین عنصر ساختار روایی در ایجاد ارتباط مخاطب با اثرمحسوب میشود، عنصری که به کمک آن میتوان اندیشه نهفته، تلخ و گزنده در درون یک اثر را تنها با شیرینی این گونه خنده برای مخاطب قابل تحمل کرد.

به هر حال ،اگر خنده یک تظاهر عصبی باشد که از حس برتری جویی انسان و یا به سبب مواردی همچون ایجاد شگفتی و تعجب حاصل از رویدادهای غیرمترقبه ،خروج پدیده ها از حالت طبیعی ،تناقض و تضاد و غیره پدید میآید ،یک هنرمند کاریکاتوریست باید بیاموزد که چگونه این احساس انسانی را تحریک کند، احساسی که معمولا به کمک مواردی پیش گفته در انسان بوجود میاید.

از آنجایی که سخن گفتن درباره هنرهای تصویری مانند کاریکاتور،بدون ارائه نمونه های تصویری، تقریبا غیر ممکن است ،از این رو، ابتدا چگونگی کاربرد روش غیره منتضره سازی در کارتون استریپی از کینو، کاریکاتوریست برجسته آرژانتینی، مورد بررسی قرار میدهیم :

در اولین قاب (تصویر1)، مردی مقابل ویترین فروشگاه وسایل موسیقی دیده میشود. او با دیدی خریدارانه به ترومپتی مینگرد. در سینما،اینگونه تصاویر را نماهای معروف مینامند. کاریکاتوریست بدین ترتیب بیننده را با محل وقوع ماجرا و عناصر اصلی داستان آشنا میسازد. تاکیدهای بصری که موجب آشنایی بیننده با عناصر اصلی ماجرا شده است، عبارتند از:

الف) معمولا، حضور آدم ها در تصویر باعث جلب توجه میشود چرا که بیننده آدمها را به عنوان عناصر اصلی ماجرا از قبل، در طرح واره ذهنی خود پذیرفته است.

ب)خریدار به  ترومپت خیره شده است. نگاه خریدار بیننده را وادار میکند تا از میان انبوه اشیاء درون ویترین، ترومپت را به عنوان یکی دیگراز عناصراصلی ماجرا بپذیرد.کینو تنها به این نکته اکتفا نکرده ودر میان اشیاء درون ویترین، ترومپت را با هاشور طراحی کرده است.

پ) از دیگر تاکیدهای بصری، سطوح سیاه و خاکستری به کار گرفته شده در لباس آدم هاست.

ت) ترکیب بندی اصلی قاب اول بر خط محوری که از خریدار به سوی فروشنده احساس میشود، استوار است.ماجرا با قاب دوم احساس میشود. در این تصویر خریدار قصد خود را مبنی بر خرید ترومپت با فروشنده در میان میگذارد. با شروع ماجرا، کینو به آدمها نزدیک میشود.

میان قاب 2 و3 ،تنها یک تفاوت وجود دارد و آن نگاه خاص فروشنده به خریدارا ست، این به منظور القاء حسی خاص به بیننده طراحی شده است. کینو،به درستی میداند که مفهوم اصلی این نگاه از دید بیننده پنهان میداند.

در قاب 3، فروشنده به سمت ویترین حرکت کرده است تا به خواست خریدار عمل کند، خریدار هم خوشحال از انتخاب درست خود، به ترومپت مینگرد.

قابهای 2،3 و4 هیچگونه تفاوتی به لحاظ زاویه دید ندارد. علت اصلی این است که کینو مایل است بیننده تنها ناظر بر یک معامله عادی و معمولی باشد، کنش درون دو قاب قبلی نیز موید این امر است.

در تصویر3، فروشنده بدون هیچ عکس العمل غیر طبیعی در حال باز کردن در ویترین است.

در قاب5، یکباره با اتفاقی غیر منتظره روبرو میشویم.فروشنده بجای ترومپت، سوتکی را به خریدار ارائه میدهد. کینو در نهایت هنرمندی این لحظه را به نمایش گذاشته است. فروشنده با حالتی که گویی با کودکی معامله میکند،دستی ترحم انگیز بر سر خریدارمیکشد، دستی که تاکیدی بر قد کوتاه خریدار نیز دارد. پذیرش بدون اعتراض خریدار و نوع ارائه سوتک، همه از عواملی است که جذابیت این قاب را دو چندان میکند.

میان قاب 5وقابهای قبلی تفاوتی آشکار وجود دارد. پیش بینی و انتظار ما نه تنها برآورده نشده ،بلکه شکلی مغایر با آنچه که می اندیشیم، نیز به خود گرفته، این همان رخداد غیره منتظره است. همانگونه که درقالب5 دیده میشود، کینو مراحل باز کردن در و جستجو در ویترین را برای یافتن سوتک حذف کرده و تنها لحظه ارائه آن را به تصویر کشیده است.در واقع، با حذف این مراحل تاکیدی دوباره بر غیرمنتظره بودن این واقعه میکند.

آخرین قاب تصویر، به لحاظ زاویه دید، همانند قاب نخست است. ماجرا به پایان رسیده است و تصویر با دور شدن از ماجرا که به نحو بصری، تاکید بر پایان روایت دارد، ضمن آنکه انتهای ماجرا با ابتدای آن،پیوند درونی میابد.

از مطالب پیــــش گفته میتوان نتیجه گرفت که به کارگیری روش غیر منتظره بر مبنای بایدهای زیر شکل میگیرد:

1- ماجرا باید به 2 بخش تقسیم شود( قابهای 1تا4 در بخش نخست و قابهای 5و6 در بخش دوم)

2- بخش نخست یا مقدمه باید بخش عمده ای از زمان روایت را به خود اختصاص دهد( 4 قاب از 6 قاب)

3- ماجرا در مقدمه باید به گونه ای باشد که ذهن بیننده را به هدفی مشخص رهنمون سازد (القاء یک معامله معمولی)

4-  القاء برخی از اطلاعات در مقدمه باید مورد توجه قرار گیرد ،القائاتی که میتواند به قابل باور بودن حادثه غیره منتظره کمک کند (نگاه مرد در قاب 3 تاکیدی بر قد کوتاه خریدار دارد).

5- مقدمه باید به گونه ای باشد که مخاطب از انتهای ماجرا آگاه نگردد.

6- کنش درون هر قاب باید دقیقا بر مبنای نیاز روایت طراحی شود (قاب 5)

7- فاصله زمانی دو قاب را نیاز داستان مشخص میکند.اما فاصله زمانی که در آن رویداد غیر منتظره رخ داده است، باید به صورتی آشکار با قاب قبلیش احساس شود (قاب 4و 5)

8- توالی منطقی قابها در بخش نخست میتواند موثرترین عامل در شکل بخشیدن تدریجی مفهومی خاص در ذهن مخاطب باشد.

تقریبا بسیاری از کارتون استریپها بر مبنای بایدهای بالا شکل میگیرد. بکارگیری درست این "بایدها" چه آگاهانه و چه ناآگاهانه ،موجب ارتقاء کیفیت آثاری میگردد که از روش غیر منتظره بهره میجویند.

 

به عبارتی تعریف کارتون استریپ نیز اینگونه است :

ارائه اطـــــــــــــلاعات در کــــــــــــــــارتون استریپ به شکل متـــــــــــــــوالی از هر قــــــــــــــــــاب به قاب دیگر اثر افـــــــــــــــزایش میابد، اطلاعاتی که معمولا زمینــــــــــــــــــه لازم را برای بروز اتفـــــــــــــــاق های غـــــــــــــیر مترقبه فراهم میسازند، ظاهرا برای ایجاد ساختاری مبتنی برحــــــــــــوادث غیر منتظره ،لازم است اطلاعات به صورت جزیـــــــــــــی اما متوالی و پــــــــــــــی در پی به مخاطب منتــــــــــــــقل گردد تا حس بـــــــــــــــــــاورپذیری خاصی را در اوایل ایجاد کند و به یکباره به صورتی کاملا غیر قابل انتـــــــــــــــــــظار اطلاعاتی مغایر ،متناقض و متضــــــــــــــــاد با بیش ساخته های ذهنی اش ارایه نماید.

***

-  در تصویر شماره2 چنانچه بخواهیم تصویر را بر مبنای الگوی روانشناختی سازه گرا مورد بررسی قرار دهیم، با مطالب زیر روبرو خواهیم شد:

الف) چشم ابتدا بیدرنگ کلیت عناصر درون تصویر را میبیند.

ب) روانشناسی میگوید : "حدس و گمان قبل از فهم ،و تجسس قبل از دیدن است" جستجو برای دیدن، از فسیل دایناسورهای پرنده و قسمت بالای تصویر آغاز میشود.

اگر در کارتون استریپ عمل دیدن از اولین قاب آغاز شود، در این کاریکاتور از عناصر پیش گفته فوق آغاز میشود.تعدد فسیلها ،شکل پیچیده استخوان ها ،تاکید بر عظمت موزه دارد، ضمن اینکه کینو عناصر را به گونه ای سازمان داده است که به نظر میاید واقعه غیر منتظره درون عناصر دیگر پنهان شده است.

ت) همانگونه که قبلا ذکر شد، در هر تصویر، ابتدا آدمها باعث جلب توجه میشوند و سپس بیننده به جستجوی دلایل منطقی برای این حضور میپردازد.

چرا مرد با عصبانیت فریاد میکشد: "فرناندز" ؟

ث) در کنکاش و جستجو برای یافتن پاسخی منطقی، یکبار با مجموعه اسکلتهای مونتاژ شده شبیه بدنه یک اتومبیل، روبرو میشویم. این رویداد غیر مترقبه، پاسخی منطقی برای پرسش فوق است.فرناندز به اشتباه استخوانهای دایناسورها را شبیه یک اتومبیل مونتاژ کرده است.

اگر ما رویکرد "دیــــــــدن ودریــــــــــــافت " را خواندن تصویر بنامیم، شباهتهای زیادی در خواندن تصاویر یک کارتون استریپ و یک کاریکاتور خواهیم دید.

در این تصویر ،عناصر اصلی ماجرا ،یعنی اسکلت دایناسورها، رئیس موزه و بدنه اتومبیل در واقع حکم نقابهای تصویر را در کارتون استریپ دارند، با این تفاوت که در کارتون استریپ ها عناصر یا همان قابها در یک توالی ساده ارائه میشوند، در صورتی که نحوه قرار گیری عناصر در کاریکاتور تک قاب از پیچیدگی و دشواری خاصی برخوردار است که سازماندهی آن تنها از هنرمندانی خلاق همچون کینو بر میاید.

گئـــــــــــــورگی کیپـــــــــــــــس میگوید :

وظیفه نهایی  سازماندهــــــــــــــی تجسمـــــــــــــــــــی، آفرینش ساختار نــــــــــــــــــوری از حرکـــــــــــــت است که راستا را معین میکند و پـــــــــی درپی مناسبات تجسمی بوجود می آورد ،تا اینکه تجــــــــــــــربه بتواند به پکپارچکی کامل دست یابد.

از گفته کیپس و آنچه بیان شد، شاید بتوان چنین نتیجه گرفت که سازماندهی بصری با اهداف زیبا شناسانه (ترکیب بندی) در کاریکاتور، عین سازماندهی ساختار روایی است. به عبارتی این جمله که : " شکل پر معنی ،جوهره هر هنری است" در کاریکاتور مصداق کامل دارد.

 

تهیه کننده:حامد پیرایش نیا(عضو خانه کاریکاتور ایران)

بر گرفته از نشریه تخصصی کارتون و کاریکاتور "ایران کارتون"- برگرفته از نوشتار محمد حسین نیرومند- تیر 86-ش15

 

 |+| نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 2:32  توسط حامد  | 

آموزشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــده یابی

در

کاریکاتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــور:

***

(طرح پرسشهایی از خود.....) 


برای یک هنرمند گرافیست یا کاریکاتوریست مسئله ارتباط با مخاطبان یک مسئله جدی است.اگر نقاش با ترکیب بندی عناصر و به کارگیری رنگها بر احساس افراد تاثیر میگذارد،یک کاریکاتوریست باید این گونه عناصر زیبا شناسانه را درخدمت القاء یک اندیشه بکار گیرد.

از این روست که مسئله ارتباط با مخاطبان و انتقال اندیشه همواره یک مشغولیت ذهنی برای هنرمند کاریکاتوریست است. او در یک نظام ارتباطی (شامل سه عنصر منبع، پیام و مقصد) در واقع به عنوان یک منبع تولید اطلاعات عمل میکند که پیام و اندیشه اش رادر قالب خلق یک اثر پیش روی بیننده که مقصد نهایی اثر محسوب میشود قرار میدهد.

بنابراین، هنگامی که سخن از بهترین صورت انتقال پیام میشود، او باید به همه ترفندهایی که منجر به تحکیم این نظام ارتباطی میشود،توجه کند.

برای منظور فوق، باید قبل از هر اقدامی هنرمند کاریکاتوریست ،به عنوان منبع تولید پیام ،به هر گونه خودباوری به ارزیابی اندیشه ها و توانمندیهایش پرداخته ،همانند یک قاضی بی طرف آنها را مورد نقد و بررسی قرار دهد.هنرمند باید مجموعهای از پرسشهایی که میتواند به کشف توانائیهایش نایل شود، را تهیه کند و صادقانه به تک تک آنها پاسخ دهد.از این رهگذر است که او ضمن شناخت تئوریهای کاربردی در نظام ارتباطی، به عنوان یک منتقد صادق میتواند توانائیهای خود را در خلق یک اثر هنری و تاثیرگذار محک بزند.

-  چقدر به هنر کاریکاتور علاقه مندید؟

-  خلاقیت و نوآوری برای شما به چه میزان اهمیت دارد؟

-  آیا تلاش کرده اید موضوعات را از زوایای مختلف بنگرید؟

- تنوع موضوعات در آثارتان چگونه است؟

-  برای آثار دیگران چقدر همت گماشته اید؟

-  آیا مسائل و مشکلات جامعه برای شما اهمیت دارد؟

-  آیا تا کنون پیش آمده که موضوعات آثارتان را از درون حوادث روزمره بیابید؟

-  اگر برای نشریات طراحی میکنید، چقدر در جریان اخبار روزمره سیاسی و اجتماعی جامعه قرار میگیرید؟

-   میزان عللاقه مندی شما به دیگرشاخه های هنری چقدر است؟

-  برای آثاری که خلق کرده اید تواناییهای اشیا و عناصر مختلف را کشف کنید؟

-  با دیدن یک قلم چه چیزهایی در ذهن شما تجسم میابد؟

-  به عنوان یک کاریکاتوریست، چند اثر آفریده اید که موضوع آنها دستمایه آثار دیگران نبوده ؟

قدرت تجسم ذهنی شما از اشیای مختلف چگونه است؟

                                   ***

-  اکنون با نگاه کردن به آثار خود پرسشهای زیر را پاسخ دهید:

-  جایگاه عناصر بصری و زیبا شناسانه در آثارتان چگونه است؟

-  اشیاء و عناصر تشکیل دهنده آثارتان را چگونه طراحی میکنید؟

-  در واقع قدرت طراحی شما در تجسم بخشیدن به ذهنیاتتان تا چه اندازه است؟

- نقش متقابل عناصر و اشیاء را در آثارتان جهت القا مفاهیم چگونه ارزیابی میکنید؟

-  آیا در آثارتان وحدت موضوع وجود دارد؟

-  در به کارگیری عناصر آیا به سلسله مراتب آنها توجه دارید؟

-  آیا مخاطبان آثارتان در درک پیام شما معمولا دچار سردرگمی نمیشوند؟

-  آیا عناصر انتخابیشما میتوانند محل مناسبی برای القای پیام و اندیشه تان باشد؟

-  آیا تا کنون به اهمیت مکان در آثارتان توجه کرده اید؟

-  یعنی شخصیتهای شما در چه مکانهایی بیشتر ظاهر شده اند؟

-  چقدر به تکنیکهایی خاص آثار کاریکاتوری مانند بالونهای گفتاری ، اثرات حرکت و غیره آشنایید؟

-  آیا سعی کرده اید ابزارهای گوناگون طراحی را تجربه کنید؟

-  نقش زاویه دید در آثارتان چگونه است؟ آیا همیشه شخصیتهایتان را همانند صحنه تئاتر درون کادر قرار میدهید؟

-  آیا تا کنون تلاش کرده اید شخصیت خاصی را برای خود خلق کنید؟

-  نقش ریتم ،تناسب ،تقارن و شفافیت در آثارتان چگونه است؟

-  آشنایی شما با نمادهای تصویری چقدر است؟ به طور مثال ،از چه نمادی برای نابینایان استفاده خواهید برد؟

-  اگر برای نشریات کاریکاتورمیکشید به چه میزان از مسائل چاپ و نشر آگاهی دارید؟

-  آیا هنگامی به خلق اثری برای نشریات میپردازید، به اندازه های سطرها و پاراگرافها توجه میکنید؟

-  نقش رنگ در آثارتان چگونه است؟

-  آیا تا کنون به مقصد پیام خود یعنی مخاطبانتان فکر کرده اید؟

-  معمولا آثارتان را برای چه گروه سنی می آفرینید؟

-  آثار شما در چگونه نشریاتی به چاپ میرسد؟

-  مخاطبان این نشریات را چه گروهی از مردم وبا چه میزانی از سواد تشکیل میدهند؟

-  در کاریکاتورهایتان چگونه به مسئله کنجکاوی مخاطبان توجه میکنید؟

-  آیا پیام شما با نیازها و علایق مخاطبانتان متناسب است؟

-  نقش خنده به عنوان یک عامل تاثیر گذار در آثارتان چگونه است؟

-  آیا آثارتان به چارچوبهای ادراکی و خصوصیات روانشناسانه انسان مطابقت دارد؟

-  برای خلق یک ایده بیشتر فکر میکنید یا معتقد به الهام هستید؟

-  جایگاه عناصر بومی ملی در آثارتان چگونه است؟

-  با چند بار اجرا به بهترین کارتان میرسید؟

 

تهیه کننده:حامد پیرایش نیا(عضو خانه کاریکاتور ایران)

بر گرفته از نشریه تخصصی کارتون و کاریکاتور "ایران کارتون"- برگرفته از نوشتار محمد حسین نیرومند - اردیبهشت 86-ش13

 

 |+| نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 2:30  توسط حامد  | 

آموزشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــده یابی

در

کاریکاتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــور:

***

 

(وحدتـــــــــــــــــــــــــ     بصـــــــــــــــــــــــــــــری) 


 

در ابتدا لازم است به قدیمی ترین تعریف زیبایی اشاره کنیم

.یونانیان زیبایی را حاصل وحدتــــــــــــــــــــــــــ  در تنــــــــــــــــــــــــــــــوع میدانستند.

این تعریف نسبتا جامعی است که امروزه به عنوان یکی از تعریفهای مهم هنوز معتبر است.

برای آگاهی از درستی این تعریف کافی است تا نگاهی به آثار هنری داشته باشیم ،تقریبا همه آثار هنری به نحوی سعی بر آن دارند تا عناصر متعدد و متنوع را تحت نظام خاصی با یکدیگر مرتبط سازند. این ارتباط در نهایت منجر به پیدایش وحـــــــدت در اثر میشود و به دنبال آن احساس زیباشنا سی بیننده را تحت تاثیر قرار میدهد و او را به تحسین وا میدارد.

عوامل دیگری که میتوانند این هماهنگی را ایجاد کنند :

الف – هماننـــــــــــــــــــــــــدی :

منظور همه وجوهی است که سبب شباهت بین عناصر میشود، چیزهایی مانند اندازه ، رنگ، بافت و غیره. آدمی برای درک بهتر شکلها معمولا آنها را در ذهن خود طبقه بندی میکند و این طبقه بندی بر اساس  شباهت بین آنها صورت میگیرد. به طور مثال، اگر مجموعه ای از دایره ها ، مربع ها ، مثلثها به صورت پراکنده در پیش روی بیننده ای قرار گیرد، او این تصویر را به سه بخش دایره ها ،مربعها و مثلثها تقسیم و سپس آنها را در ذهنش برای درک بهتر بایگانی میکند.

کششی که دو شکل همانند ایجاد میکنند، میتواند دستمایه لازم را برای غنا بخشیدن به ساختار بصری فراهم کند. حال میتوانید از این ویژگی فیزیولوژیکی انسان بهره گیرید.

ب – نزدیـــــــــــــــــــــــــــــــکی :

از دیگر عوامل  که میتواند وحـــــــــــدت  لازم  را در بین عناصر متعدد به وجود آورد، "نزدیکی" است. عناصر متنوع هر چه به یکدیگر نزدیکتر و در هم تنیده تر شوند، وحدت بین آنها بیشتر نمایان میشود.

نمونه آشکار به کارگیری  این تکنیک را میتوان در آثار دوبو دید. در آثار او اگرچه شلوغی موج میزند، ولی شما هرگز آثارش را ناخوشایند نمیابد.

ج – عنصر روابــــــــــــــــــــــــــط :

عناصر گوناگون را میتوان با عنصر رابط با یکدیگر مرتبط ساخت . به طور مثال، نقاشان طبیعت بیجان معمولا اشیای متنوع را روی پارچه ای معمولا سفید قرار میدهند و سپس اقدام به نقاشی از آنها میکنند. پارچه سفید به عنوان عنصر رابط ، عناصر گوناگون را به یگدیگر مرتبط میسازند و وحدت بصری را در اثر به وجود میاورد.

د – رنگــــــــــــها و بافتـــــــــــــــــها :

 

رنگها وبافتهای یکسان نیز میتوانند عناصر متفاوت را به یکدیگر مربوط سازد. در کاریکاتور معمولا هاشورها بیشترین نقش را در این زمینه ایفا میکنند.

 

تهیه کننده:حامد پیرایش نیا(عضو خانه کاریکاتور ایران)

بر گرفته از نشریه تخصصی کارتون و کاریکاتور "ایران کارتون"- برگرفته از نوشتار محمد حسین نیرومند- تیر 86-ش15

 

 |+| نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 2:29  توسط حامد  | 

                                            آموزش کاریکاتورپرتره                     

                   

             

 

1:طراحی پایه:

                  یکی از ارکان بسیار مهم در پرتره طراحی رئال از چهره است باید با ساختمان سر و اجزای آن به طور کامل آشنا شوید.

***در طراحی هیچگاه از جزء به کل نمیرسیم بلکه از کل به جزء میرسیم و هیچگاه از خط کشیدن نترسید و خطوط را با جرات و جسارت رسم کنید و خطوط را بریده بریده نکشید ویک تکه وپیوسته طراحی کنید.

                      

لطفا به حفره ها و برجستگیها و تناسبات میان اجزاء صورت بسیار بسیار دقت کنید و سعی کنید به خاطر بسپاربد.

 

 

-چگونه اغراق کنیم:

                       خیلی ها فکر میکنند اغراق فقط بزرگ نشان دادن بیش از حد معمول چیزی است که این تنها نیست بلکه کوچک نشان دادن یک چیز بیش از حد معمول جزئی از اغراق است.در یک کاریکاتور کلاسیک خوب بجز دخل و تصرف در اجزاء صورت  و بزرگ وکوچک کردن به تناسب آنها باید توجه شود .که برای دانستن این تناسبات باید آگاهی از ساختمان سر و اندازه دقیق اجزاء و طراحی جمجمه و ماهیچه ها و عضلات سر داشته باشید.

                

اما از قوانین بسیار مهم اغراق :حذف وتشدید یا اضافه  است.حذف هر چیز اضافه و زائدو فرعی یا تشدید کردن هر چیز مهم و اصلی و برجسته و گاهی اوقات دقت و تمرکز به روی بعضی قسمتها و اعضای صورت چندان لازم و ضروری نیست.اعضایی که نه تاثیر زیادی  در شباهت نه در روحیات  و درونیات شخص دارد و فقط عناصر کوچکی هستند که در خیل وسیع اعضای مهم چهره دیده نمیشود.بنابر این عناصر کوچک وجزئی را ضعیف یا حذف مینمائیم.و عکس این قضیه برای بزرگنمایی نقاط برجسته تا حدی که به شباهت لطمه نزند جایز است.

 

احساسات و روحیات هنرمند بهترین قوانینی هستند که باعث میشوند آثاری متفاوت تر از دیگر ان خلق شوند.

استفاده از اغراق باید به گونه ای باشد که نه تنها به شباهت صدمه نمیزند بلکه به شباهت هر چه بیشتر آن نیز کمک میکند    

 

۳- احساسات و درونیات:

 

                  

در اصل هدف کاریکاتور چهره بیان احساسات ودرونیات و روحیات اشخاص مختلف با شخصیتهای مختلف بوسیله اغراق و طنز است که او باید اطلاعاتی از زوایای شخصیتی او داشته باشد.

احساسات و افکارو رفتارها و درمنیات هر انسان سازنده حالتهای مختلف چهره اوست آدمهای مختلفی با رفتارهای مختلف تغییرات زیادی را در اعضا و در نهایت در کل چهره خود ایجاد میکنند.مثلا آدمهای عصبانی و خشن بین ابرمهایشان خطوط و چروکهایی دیده میشود.  آشنایی با انواع حالتهای انسان که بر یکسری اجزاء صورت تاثیر میگذارند و اغراق در این اجزاء میتواند در حالت پرتره کمک شایانی بکند.

 

4- اغراق بدون در نظر گرفتن شباهت:

                                                 بعد از شناختن چهره سوژه و به دست آوردن عناصری که به شباهت او کمک میکنند اکنون نوبت به اغراق میرسد.دراین مرحله ابتدا بدون اینکه نگران شبیه شدن چهره به مدل اصلی یا صحیح کشیدن فرم کلی چهره باسیم.شروع به اغراق و دفرمه میکنیم و به تناسبات بین اعضاء دقت میکنیم. در این مرحله باید ترس از خط کشیدن و خلق چهره ای جدید برای مدل را از خود دور کنیم.

 

      

 

5-طرح نهایی:

حال با پشت سر هم گذاشتن 2 مرحله شباهت و اغراق حال نوبت به طرح نهایی میرسد اکنون هم از فرم و اسکلت بندی اصلی چهره آگاهی داریم هم از محدوده اغراقهای چهره سوژه. در این مراحل به تعداد کمی طراحی بسنده نمیکنیم بلکه سعی میکنیم کمیت را برای بالا بردن کیفیت افزایش دهیم و در نهایت بهترین و کاملترین طرح را انتخاب نموده و برای مرحله تکنیک و اجرا آماده میشویم.

                                        

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 1:45  توسط حامد  | 
 
  بالا